Saturday, April 27, 2013

کوهها و کوهستانهای افغانستان

  By Khalilullah Dayan

افغانستان یک کشور کوهستانی است . بعضی از کوههای افغانستان پوشیده از جنگل است. در بسیاری از کوه های کشور ما ، برفهای دائمی وجود دارد. و از جهت آبهای حاصل از برف و باران و ذخایر بزرگ معدنی این رشته کوهها ثروت طبیعی افغانستان محسوب می شوند.
موقعیت و طرز قرار گرفتن رشته کوهها در آب و هوای هر محل ، تاثیر زیادی دارد. مثلا در ولایت ننگرهار ف رشته کوههای سفید کوه ( سپین غر ) که از شرق به غرب امتداد دارد. مانع ورود بادهای موسمی در آن منطقه می گردد. و همچنین از نظر حمل و نقل و راههای ارتباطی ، کوهستانها بر خلاف دشتها ، شبکه ی راه های فرعی و یا شاخه هایی از خطوط آهن را نمی توانند در همه ی جهات خود بپذیرند.
در عین حال یکی از مهمترین فواید سرزمینهای کوهستانی، فایده نظامی آن که دفاع در برابر مهاجمان است . بطور کلی کوهها برای کشور ما دارای ارزش حیاتی هستند . اگر رودخانه ی نیل برای کشور مصر ، بهترین نعمت و هدیه خداوندی است ، رشته کوههای بلند و متعدد افغانستان نیز بهترین نعمت و هدیه خداوندی برای این کشور محسوب می شود.
مهم‌ترین ارتفاعات کشور از این قرار است:
هندوکش (۶۲۹۸ متر)
پامیر کوچک، (۶۲۸۱ متر دروخان)
بدخشان(۵۳۵۵ متر)
بابا (۵۴۱۳ متر، بامیان)
ترغان (۳۹۸۲ متر)
سفید کوه (۴۷۵۵ متر، سیکارام)
شاه مقصود (۲۷۷۳ متر )
مزار (۳۷۸۷ متر)
هزار جات (۴۱۰۱ متر، تمران)
بالا کوه (۳۸۷۲ متر)
دوشاخ (۲۱۱۰ متر)
یاه بند (۲۵۶۰ متر )
کوه سلیمان ( 3372، تخت سلیمان )
کوه تیربند ترکستان ( 2895 ، جنگک )
و همچنین کوههای چاغی ، سفید خرس، نورستان، بندبیان، چلبدالان، سیاه کوه ، گل کوه، سلیمان، تیربند ترکستان، پغمان ، قره باتور، چاکایی و ...
هندوکش:
هندوکش رشته‌کوهی در افغانستان است. در قدیم یوپای الینیا نام داشته و نیز یونانیها به آن پاراپامیزوس می گویند. این رشته‌کوه به امتداد سلسله جبال هیمالیا از نواحی پامیر داخل افغانستان می‌باشد که از جنوب بدخشان گذشته در دره بامیان که شروع کوه دیگری است بنام کوه بابا، ختم می‌گردد. ارتفاع قله این کوه در افغانستان ۶۶۵۰ متر بوده که بنام تیراج معروف است و از سطح آب دریا ۸۳۰۰ متر ارتفاع دارد . نواحی مرتفع این کوه تقریباً همیشه پوشیده از برف است و دره‌های بیشمار در دامنه این کوه به وجود آمده که معروف ترین آنها از این قرار است : دره واخان ، شغنان ، منجان ، جرم ، درایم ، کشم ، ارسج ، فرخار ، دره اشکمش ، خوست ، فرنگ ، سمندان اندراب ، حنجاب ، دو آب و سر اب در شمال و از طرف جنوب دره پنج ، دره نور ، دره کرم، دره پشال ، باندول ، اشپی ، اسکین ، پنجدره نجراب ، دره هزاره ، بازارک ، پاران ده ،شتل ، سالنگ، اشاوه، شکاری، کپچاق، چهارده بامیان، سیغان ، کهمرد.
طول هندوکش در حدود ۶۰۰ کیلو متر است که به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم می‌شود ، هندوکش غربی نسبت به هندوکش شرقی کوچک‌تر است و دره معروف پنجشیر در دامنه جنوب شرقی آن موقعیت دارد.
هندوکش شرقی از غرب دره زیباک ( ولایت بدخشان ) شروع شده و تا کوتل خاواک ( ولایت پروان ) به طول 150 کیلومتر امتداد یافته است. هندوکش شرقی دارای قله های مرتفع است ، که قسمت زیادی از سال را برف دارند. بلندترین نقطه افغانستان " قله ی نوشاخ " با 7485 متر ارتفاع در رشته کوه هندوکش شرقی واقع شده است.
ارتفاع هندوکش غربی از هندوکش شرقی کمتر است . به همین دلیل شاهراه بزرگ سالنگ ، که شمال و جنوب کشور را به هم وصل می نماید از دل همین کوه گذشته است.
 
 معابر معروف هندوکش
۱- کوتل خاواک به ارتفاع ۳۶۰۰متر
۲- کوتل بازاک به ارتفاع ۵۰۰۰ متر
۳-کوتل نکسان به ارتفاع ۵۰۵۰ متر
۴- کوتل کانچین به ارتفاع ۴۹۰۰ متر
۵-کوتا مراشتراک به ارتفاع ۵۷۶۰ متر
۶- کوتل سالنگ به ارتفاع ۴۳۰۰ متر
۷-کوتا اق رباط به ارتفاع ۳۶۰۰ متر
۸-کوتل کوشان به ارتفاع ۴۳۰۰ متر
۹- کوتل چهار در به ارتفاع ۴۲۳۶ متر
۱۰- کوتل پیلو به ارتفاع ۳۶۰۰ متر
۱۱-کوتل دندان شکن به ارتفاع ۲۷۰۰ متر
12 - کوتل دالن سنگ شتل به ارتفاع 3560 متر
دریا‌های هندوکش:
۱- دریای غوربند : از شرق کوتل شیبر سر چشمه می‌گیرد و از غرب به طرف شما شرق به فاصله ۸۰ کیلو متر بین هندوکش و اطراف کوه پغمان امتداد دارد و سر انجام به دریای پنجشیر ملحق می‌شود .
۲- دریای سرخ : از غرب به شمال شرق جریان دارد و سر انجام با معاون خود دریای سیغان به دریای باماین میریزد .
۳- دریای اندراب :از کوتل خاواک سر چشمه گرفته از شرق به غرب جریان دارد وقراء ده صلاح اندراب ، سنگ پیران، بنودشت ، امرد ، باجکگاه ، خنجان ، گازان را سیرآب می‌کند. ودر حد بنو ، آب آرزو را با خود گرفته در نواحی دوشی با دریای سرخ یکجا می‌شود و بنام دریای غور از پلخمری می‌گذرد و از وسط بغلان به دریای قندوز می‌گذرد و با دریای خان آباد بکجا شده در قله زال به دریای آمو می‌ریزد.
۴- دریای پنجشیر: از کوتل خاواک سر چشمه گرفته تا گلبهار و کوهدامن امتداد دارد.
5 - دریای شتل : از کوهای آرزو و مرغی شروع شده و در گلبهار با دریایی عمومی پنجشیر یک جا میشود
6 - رود علیشنگ والینگار : از قسمت جنوب شرق هندوکش سر چشمه گرفته و به طرف جنوب به حرکت خود ادامه می‌دهد و نورستان را آبیاری می‌کند.
7 - دریای کنر : از پشه خونی قلعه بلور داغ یا بنداب پامیر بر آمده در ثمر خیل بادریای کابل یکی می‌شود.



 
قله نوشاخ
کوه بابا:
رشته کوه بابا در مرکز افغانستان واقع شده و از شرق به غرب امتداد دارد. این رشته کوه از شرق " کوتل حاجیگگ " شروع شده، تا جنوب شرق کوه حصار ادامه می یابد. طوی این رشته کوه در حدود 200 کیلومتر است. بلندترین قله ی آن شاه فولادی ، 5140 متر ارتفاع دارد . قله های این کوه نیز اکثر اوقات از برف پوشیده است و شرایط خوبی برای ذخیره ی آب به وجود آورده است. برخی از مهمترین رودهای دائمی افغانستان از همین رشته کوهها سرچشمه می گیرند. در دامنه های شمالی و جنوبی این رشته کوهها، بهترین چراگاهها و مراتع افغانستان به چشم می خورد.
از کوتلهای معروف این کوه می توان از کوتل حاجیگگ، کوتل عراق، کوتل صد برگ، کوتل شاتو ، کوتل ملا یعقوب و ... نام برد که هر یک اهمیت خاص خود را دارند.
دره های معروف رشته کوههای بابا عبارتند از : دره فولادی، دره بامیان ، دره کالو، دره ککرک و ...


کوه بابا در زمستان

سفید کوه ( سپین غر ):
این رشته کوه، در شرق افغانستان واقع شده و 150 کیلومتر طول د ارد. سفید کوه از 48 کیلومتری غرب پیشاور آغاز شده و به طرف غرب ادامه می یابد. بلندترین قله این کوه، سیکارام ، 4755 متر ارتفاع دارد. دامنه های شمالی و جنوبی این رشته کوه پوشیده از جنگلهای انبوه و وسیع است. همچنین دره ی معروف خیبر که از لحاظ تاریخی و ارتباطی دارای اهمیت زیادی می باشد و در لشکرکشی های بزرگ، در طول تاریخ به شبه قاره ی هند همواره مورد توجه مهاجمین بوده است، در این رشته کوه قرار دارد. طول این گذرگاه از 60 کیلومتر تجاوز می کند و 2000 متر از سطح دریا ارتفاع دارد.

دره های معروف این رشته کوه عبارتند از : دره خیبر، دره آچین، دره خوگیانی ، دره جاجی ، دره زرمست و ....

 
رشته‌کوه سلیمان:
یا کوه‌های سلیمان، نام دو رشته‌کوه است در جنوب شرقى افغانستان و غرب پاکستان و مرز بین فلات ایران و شبه‌قاره هند، يكى شرقی و ديگرى غربی و هر دو از شمال به جنوب كشيده شده. دامنهٔ كوههاى سليمان مسكن پشتون‌ها است.
مناطق هموار افغانستان
اراضی کم ارتفاع افغانستان ( بین 258 تا 1000 متر ارتفاع ) به سه منطقه تقسیم می شوند.

1- حوره آمو دریا: این حوزه از اراضی کم ارتفاع ناحیه خمیاب شروع شده و در امتداد دریای آمو تا ینگی قلعه در ولایت تخار امتداد می یابد.
2 – حوزه هلمند: شامل دشت گودرز، دشت جهنم، دشت مارگو، دشت امیران، تمامی اراضی چخان سور ( نیمروز ) و قسمتی از فراه و هرات را شامل می شود.
3 – حوزه ننگرهار : این حوزه اراضی خیلی کم ارتفاع را شامل می شود و آن هم در امتداد رود کابل و جنوب شرق جلال آباد تا لعل پور در مرز افغانستان توسعه یافته است.
دشت‌ها:
که عموماً در شمال و شرق هستند.از جمله: ۱- دشت برنگ ۲-د پشت رود ۳- گرمسیر ۴- ریگستان ۵- سیاه سنگ ۶- دشت مرغو (مارگو) ۷- دشت خلش ۸- دشت همدم آب ۹- هجده نهر ۱۰- دشت نمدی. دشت کابل و دشت پکتیا

 

 نیزه بازی در افغانستان

 

 By Khalilullah Dayan

نیزه بازی یکی ازبازیهای باستانی افغانستان است که هنوزهم رایج است , نیزه بازی یکی از آلات جنگی آریایی بود که مانند  ((تیروکمان  ))درمقابل دشمن ازآن استفاده میشد .

  چوب نیزه به طول دومتر ویا بیشتر بوده وضخامت آن ده سانتی مترویابیشتر میباشد . نوک قسمت پایینی آن با آهن  تیز رخدار پوشیده میباشد .

این بازی به وسیله ی مردان نیرومند اجرأمیشود , طوری که نیزه زنان به سواری اسپ های قوی وچابک از فاصله های دور به سرعت می دوند ونیزه را به محل معین پرتاب می کنند .

در دوره ی  اوستا درکشور ما , یکنوع , نیزه های کوچکی داشتند که نسبت به تیر بزرگتر بود ودرمیدان جنگ برسر دشمن انداخته میشد , که هر پهلوان از 25 تا 30 دانه ی آنرا به همراه داشت . دراین زمان , سعی میکردند , نیزه هارا طویلتر ونوک تیزتر سازند .

 درآثار کهن از نیزه زنی غوریان وشاهان غزنوی نیز یاد شده که با آن حیوان وحشی , ازجمله شیرراشکارمی کردند .

هم اکنون نیزه زنی درمیان برخی از قبایل افغانی به صورت عنعنوی آن رواج دارد .مردم غزنی و((کتواز)) درهنگام برگزاری عروسی ها ,درضمن سایرنمایشهای محلی ,به نیزه بازی می پردازند. برای این منظور سه تا میخ چوبی را به فاصله های معین درزمین می کوبند , تا نیزه زنان سوار بر اسپ درهنگام وتاختن مهارت خودرانشان بدهند , همچنان این بازی درهزاره جات ومزارشریف وسایر ولایات نیز رواج دارد , درهزاره جات این بازی را(( کوندلون )) می گویند .

  برای انجام بهتر این بازی اسپان را به شیوه ی خاص تربیه می کنند درمناطق پشتونشین اسپان خودرا که با آن نیزه بازی میکنند, بانامهایی مسمی میسازند مانند: ((  نارنج )) , ((کرندی )) , 

((خری  ))وغیره .

برای اجرای این بازی , میدان وسیع وبزرگی ضرورت است .پیش پیش از شروع نیزه بازی , دونفره دهل چی به نواختن دهل می پردازند .این امرسبب ایجاد شوق و هیجان دراسپ وسوار کار می گردد , سوار کار ازیک فاصله ی دوصدمتری به سوی میخ می تازد ودرنزدیک میخ که میرسد , خودرا خم می کند, نوک نیزه را به میخ چوبی برابر میسازد . وبا اصابت نیزه , میخ را با نوک نیزه برمیدارد و آنرا در هوا دورمیدهد , درین وقت دهل چیان , صدای مخصوص دهل ها رابلند وبلندتر میسازند وبدینوسیله پیروزی سوار کاررا اعلان می کنند . درصورتی که سوارکار درکشیدن میخ موفق نشود , دهل زن همان صدای مخصوص دهل رابلند نمیسازد.درین صورت همه میدانند که سوار کار موفق نشده است .


 بایدگفت که این بازی معرف فرهنگ قدیمی ودلیری سوار کاران است. جنگاوران به همین وسیله درمیدان های جنگ ,دشمن را بانیزه می دوختند وتوانایی آنهاراتارومارمی کردند .


By Khalilullah "Dayan" 
وزارت عدلیه (دادگستری) افغانستان مسوده (پیش‌نویس ماده) قانونی را در مورد چگونگی برگزاری مراسم عروسی در این کشور و حد اوسط (میانگین) هزینه برگزاری آن روی دست گرفته است.

به گفته مسئولان وزارت عدلیه، این قانون که شامل برنامه کاری حکومت افغانستان در سال گذشته بود، به‌زودی تکمیل شده و به شورای وزیران فرستاده خواهد شد.

یکی از مواد شامل در این قانون حکم می‌کند که برای زنان و مردان محافل جداگانه برگزار شده و عروس باید لباس "مطابق با شریعت اسلامی" به تن کند.

از دیگر مواد شامل در این قانون، وضع محدودیت بر تعداد مهمانانی که برای مراسم عروسی دعوت می‌شوند و محدود کردن هزینه برگزاری این مراسم است.

هم اکنون و بدون اینکه هنوز قانونی در این زمینه وجود داشته باشد، بسیاری از مراسم عروسی در افغانستان در سالن‌های جداگانه برای مردان و زنان برگزار می‌شود، اما تعدادی دیگر از افغان‌ها هنوز ترجیح می‌دهند مراسم عروسی شان مشترک برگزار شود.

تبدیل شدن این "رسم" به قانون، برای تعدادی از افغان‌ها طرفدار یکجا بودن زنان و مردان در مراسم عروسی شان هستند، خبر ناخوشآیندی خواهد بود.

مخالف و موافق

برخی از نمایندگان جامعه مدنی افغانستان نیز با ایجاد این قانون مخالفت کرده و آن را مداخله در مسایل خانوادگی مردم از جانب حکومت می‌دانند.

میراحمد جوینده، عضو پیشین مجلس نمایندگان افغانستان می‌گوید: "این قانون بر حریم خانواده‌ها تجاوز کرده و گفته که در عروسی‌ها، مثلا زنان چگونه باید لباس بپوشند. این سلب آزادی مردم است. قانون اگر ایجاد هم شود، برای زورمندان نخواهد بود و تنها مردم عادی مجبور به تطبیق آن خواهند بود."

اما شورای علمای افغانستان از طرح این قانون استقبال کرده است.

نعمت‌الله غفاری، از اعضای این شورا گفت: "خوب است که در تمام مسایل، هم ارزش‌های دینی و هم عنعنات (سنت‌های) ملی ما در نظر گرفته شود. وقتی می‌گویم، ارزش‌های دینی، یکی از مسایلی که در دین مقدس اسلام گفته شده، مسأله حجاب و محرمیت است که باید مراعات شود."

او افزود: "در ضمن، مسأله اسراف به صراحت در اسلام نکوهیده شده است و در این‌گونه مراسمی که گرفته می‌شود، اگر اسراف وجود داشته باشد، خلاف شریعت اسلام خواهد بود."

ایجاد قانون برای برگزار مراسم عروسی در افغانستان، سابقه طولانی دارد.

در حکومت‌های گذشته پیش از جنگ‌های داخلی در افغانستان نیز حکومت‌ها مقدار هزینه برگزاری مراسم عروسی و حتی تعداد مهمانانی را که باید در این مراسم شرکت کنند، مشخص می‌کردند.

وزارت عدلیه افغانستان می‌گوید که طرح جدید قانون مراسم عروسی، در حضور نمایندگانی از شورای علما، دادگاه عالی، وزارت حج و اوقاف، وزارت امور زنان و شهرداری کابل ترتیب شده است
برگزاری جشن عروسی در افغانستان ممکن است تا ۵۰ هزار دلار خرج بر‌دارد. صد‌ها تالار عروسی در چند سال گذشته در شهرهای مختلف افغانستان باز شده، اما حالا دولت می‌خواهد قانونی برای ضابطه‌مند کردن جشن‌های عروسی وضع کند و می‌گوید هدفش کم کردن هزینه هاست و همین طور، آنچه که «اسلامی کردن مراسم عروسی» خوانده شده.
 
 
 
 
 .


بزکشی در افغانستان

By Khalilullah Dayan


بزکشی، بازی سنتی در افغانستان است که در فصل‌های خزان و بهار در دشت‌های شمال و شمال شرق افغانشتان برگزار می‌شود. هیچ اصلی برای ثبت‌نام بازیکنان وجود ندارد. هرکس می‌تواند با اسبش به میدان داخل شده و بازی نماید. رسم چنین است که پیش از روز برگزاری بازی بزکشی گوساله یا هم بز بزرگ را حلال کرده سر و دست و پاهایش را از زانو و آرنجش قطع می‌کنند. بز یا گوساله را به میدان بزرگ که در نهایت آن یک بیرق نصب شده است قرار می‌دهند. به کسی که در اين بازی شرکت می‌کند چاپ‌انداز می‌گویند. چاپ‌اندازها بز را از زمین برداشته و بعدا بز را به قطعه مشخصی که دايره حلال ناميده می‌شود، می‌اندازند.

بزکشی در افغانستان از حمایت دولتهای متوالی برخوردار بوده است به نحوی که در زمان محمد ظاهرشاه (تا ۱۹۷۳) این مسابقات هم‌زمان با جشن تولد شاهنشاهی برگزار می‌شد. رژیمهای بعدی تاریخ مسابقه را به سالروز سازمان ملل متحد تغییر دادند. در شمال افغانستان حداقل قبل از تجاوز شوروی در ۱۹۷۹، تا چند صد سوارکار می‌توانستند هم‌زمان با هم در نوع خاصی بزکشی که در زبان دری به توده‌برآئی معروف است به رقابت بپردازند. این رقابت در جشنهای عروسی و ختنه‌کنان رایج بود.
این بازی در میان مردمان آسیای میانه و افغانستان از جمله ازبکها، قرقیزها، ترکمنها، هزاره‌ها، تاجیکان، و پشتونها انجام می‌شده است و بعضاً هنوز هم انجام می‌شود. ریشه آن مبهم است.

بزکشی مسابقه‌ای است که تاریخ ایجادش به دوران باستان باز می‌گردد. نام این ورزش به معنای کشتن بز است که از شکار بزهای کوهای توسط قهرمانان اسب سوار استنتاج شده است. امروزه اسب سوار یا تیمی که در این مسابقه شرکت می‌کند باید نعش این بز را به خط پایان برساند آن هم به عنوان نفر اول.
اسب سواری در افغانستان را به دوران وداهای هندی ربط می‌دهند. مردم حومه آمودریا اسبهای وحشی را رام می‌کردند تا از آنها در برابر نیروی سواره نظام غارتگر استفاده کنند.

در افسانه‌ها آمده است که این ورزش برای اولین‌بار در حوزه آمودریا انجام می‌شده است. ترکان آن دیار و دیگر مردم آن منطقه از اسپ‌های آن مناطق به سمت افغانستان کنونی مهاجرت کرده‌اند و از اسب ها بعنوان یک وسیله که در جنگها به کارشان می‌آمده است استفاده می‌کردند. معروف است که دو نوع اسب متعلق به افغانستان هستند. قتغن یک اسب نیرومند است که به قدرت و پایداری شهرت دارد. البته اسب دیگر از قتغن بزرگتر است و در فاریاب و بلخ بیشتر حضور دارد. هر دوی این گونه اسبها برای بزکشی پرورش می‌یابند و مورد استفاده قرار می‌گیرند. اسب سوار نیز معمولا مردان هستند که به این ورزش عادت دارند.البته بازیکنان بزکشی يا چپ‌اندازان، گاه برای کسب مهارت به سالها تمرین نیاز دارند.








Friday, April 26, 2013

  رسم و رواج نوروزی بردن بین افغانها


By Khalilullah "Dayan"

 خریداری البسه و مواد خوراکی به عنوان "نو روزی" برای دختران نامزد دار یکی از رسوم و عنعنات دیرینهء افغان ها است
پیش از فرا رسیدن "نو روز" معمولاً خانواده های پسران نامزد دار برای خانواده های دختران نامزد دار ماهی و جلبی خریده و به خانهء نامزد پسر شان می برند.

اما در افغانستان خانواده هایی اند که بنابر نداشتن وضعیت خوب اقتصادی نمی توانند رسم و رواج نوروزی را بجا بیاورند.


بردن نوروزی، عیدی و براتی از جمله رسم و رواج های خاص افغان ها بوده که با نزدیک شدن این روزها خانواده های پسرانی که نامزد اند بخاطر یاد بود و قدر دانی عروس آیندهء شان به خانهء آنها می برند.

امسال نیز مانند سال های گذشته با فرارسیدن سال نو، عده ی از خانواده های پسران نامزد دار با گرفتن شماری از تحایف با ماهی و جلبی که در مجموع بنام نوروزی یاد می گردد، راهی خانه هایی شده اند که با آنها خویشی نموده اند.

من هم برای این که بهتر بدانم خانواده های پسران نامزد دار زیر عنوان نوروزی چه چیز هایی را به عروسان آینده ی شان می برند به بازار رفتم، در آنجا با کسی روبرو شدم که قصد داشت برای نامزد پسر کاکایش نوروزی ببرد.

« آنعده خانواده های افغان که پسران شان نامزد اند، در حلول سال نو، لباس، طلا، کلچه ،ماهی، جلبی را با شماری از تحایف دیگر خریداری کرده، آن را آراسته و مزین بسته بندی می کنند برپتنوس ها گذاشته و زنان و دختران خانواده ی پسر آن را با به صدا در آوردن دایره و سرودن آهنگ به خانه ی دختری که نامزد پسران شان است می برند.

با یکی از دختران شهر کابل که چند روز پیش از فرا رسیدن نوروز از جانب خانوادهء نامزد اش نوروزی دریافت کرده، صحبت کرده ام:

« سوال- برای خودت نوروزی آورده اند؟
جواب- بلی برایم نوروزی آورده اند.
سوال- چه چیز ها برایت آورده اند؟
جواب- برایم لباس،ماهی، جلبی، کلچه و بعضی چیزهای دیگر.
سوال- خودت قبلاً خواسته بودی، از آنها توقع کرده بودی که برایت تحفه بیاورند؟
جواب- نخیر، زیرا اقتصاد نامزد ام خوب نیست و من نمی خواستم که این تحایف را خریداری کند.
سوال- در خرید لباس های که برایت آورده اند با فامیل نامزد ات به خریداری رفته بودی یا به ذوق خود خریده اند؟
جواب- نخیر من نرفته بودم، خود شان به ذوق خود خریده اند.
سوال- وقتیکه آنها نوروزی آوردند، شما در عوض برای آنها چه تحفه دادید؟ آیا رواج دارید؟
جواب-بلی، ما برای نامزد ام یک جوره پیراهن و تنبان با وسایل ریش تراشی تحفه دادیم.»

با آمد، آمد سال نو خانواده های که پسران شان نامزد دار اند، تلاش می ورزند تا هر چه زود با بردن تحایف و ماهی و جلبی عنعنه ی نوروزی بردن را بجا کرده و به اصطلاح عام، دَین شان را ادا کنند.

تعداد کثیری از افغان ها، بردن نوروزی را یک رواج و عنعنه ی اصیل افغانی دانسته و می گویند که بجا کردن این فرهنگ بیانگر قدردانی و یاد کردن از نامزدان است:

« نوروزی بردن خوب است، کسی که توان اقتصادی داشته باشد، نوروزی بردن رسم و رواج دنیا است، زیرا دختر نامزد دار هم منتظر می باشد که از فامیل خسران اش برای وی چه می آورند.»

« نوروزی رسم و رواج خوب است، چیزی که رسم و رواج قدیم است رسمی خوبی است.»

« به نظر من نوروزی بردن رواج بدی نیست، در صورتیکه فامیل پسر توان اقتصادی آن را داشته باشد.»

« نوروزی بردن برای نامزدان یک رواج، سنت و عنعنه ی افغانی است، اگر نوروزی نبریم این رسم اصیل افغانی آهسته، آهسته از بین خواهد رفت.»

برخی از خانواده های که در روز های اخیر سال جهت تهیه نوروزی خریداری کرده اند، از افزایش قیمت ها بخصوص از بلند رفتن نرخ ماهی و جلبی شکایت می کنند.

اما عده ی از دکانداران شهر کابل در پاسخ به سوالی که چرا قیمت ها افزایش یافته است می گویند که در این وقت سال تقاضا زیاد بوده و وارد شدن ماهی از پاکستان به قیمت بلند، سبب افزایش نرخ ها گردیده است:

« در روز های نوروز اکثراً فروشات زیاد است، قیمت ها نسبت به گذشته بیست یا سی  افغانی بلند رفته و این بخاطر آن است که ماهی از پاکستان به افغانستان وارد می گردد.»

« نامزد دارهای عزیز زیاد مراجعه می کنند، قیمت ها ده و یا بیست افغانی بلند رفته است زیرا ازدحام و تقاضا زیاد است، اما ماهی و جلبی به گونه ی فراوان پیدا می شود و هر روز که نزدیک نوروز می شود مراجعین ما بیشتر می شوند.»

فرهنگ نوروزی بردن از سال ها بدین سو در افغانستان رایج بوده و ضمن مراسم خاص به خانه ی دختران که نامزد اند، برده می شود.

اما اخیراً رایج شده که خانواده های دخترانی که نوروزی دریافت می کنند، همچنان تحایف و مقداری مواد خوراکی از قبیل تخم جوش داده شده، خجور و امثال آن را در ظروفی که برای دختر شان نوروزی آورده می شود، گذاشته و به خانه ی داماد آینده ی شان می فرستند
.   

رسم و رواج «قدردانی» میان افغانها 

By Khalilullah Dayan

قدردانی و تحفه دادن یکی از رسم و رواج های دیرینهء مردم است که در افغانستان به شیوه های خاص صورت می گیرد و این رسم در هر جا متفاوت بوده و نظر به عرف و عنعنه هر منطقه از هم فرق می کند، قدردانی و هدیه دادن کاریست که باعث رفع کدورت ها و زیاد شدن صمیمیت میان مردم می گردد.

گفته می شود، قدر دانی در جرگه ها از اشخاص مسن و محاسن سفیدان و علما، قدردانی از زنان بزرگ سال، قدردانی از نو دامادان و نو عروسان و بالاخره قدر دانی از افراد مختلف با اشیا و اجسام مروجه محلی مردم انجام می شود که در اکثر جا ها با دادن لنگی، چپن، کفش و یا پاپوش، دستمال، چادر و حیواناتی چون بز و گوسفند و بعضی چیز های سنتی دیگرکه به آسانی در دسترس می باشد، برگ سبز تحفه درویش گویا برای شخص که در حق ما احسان و نیکی نموده است و یا برای فردی که به یک خوشی بزرگ نایل گردیده است، تقدیم می شود
.

Afghanistan: An Introduction

By Khalilullah Dayan

Afghanistan, (which literally means Land of the Afghan) is a mountainous land-locked country located in Central Asia. It has a history and culture that goes back over 5000 years. Throughout its long, splendid, and sometimes chaotic history, this area of the world has been known by various names. In ancient times, its inhabitants called the land Ariana. In the medieval era, it was called Khorasan, and in modern times, its people have decided to call it Afghanistan. The exact population of Afghanistan is unknown, however, it is estimated to be somewhere close to 32 million. and Afghanistan is divided in 34 Provenances, and now kabul is the capital of Afghanistan.

Add caption
Afghanistan is a heterogeneous nation, in which there are four major ethnic groups: Pashtoons, Tajiks, Hazaras, and Uzbeks. Numerous other minor ethnic groups (Nuristanis, Baluchis, Turkmens, etc.) also call Afghanistan their home. While the majority of Afghans (99%) belong to the Islamic faith, there are also small pockets of Sikhs, Hindus and even some Jews. The official languages of the country are Pashto and Dari (Afghan Persian aka Farsi). The capital of Afghanistan is Kabul, which throughout history, was admired by many great figures, such as the great Central Asian conqueror, Zahirudeen Babur. Unfortunately, due to many years of war, this great city has been shattered and nearly destroyed. 

Today, Afghanistan is on a road to recovery, however, after decades of war, the economy is still in ruins, and its environment is in a state of crises. After pushing the date back twice, Afghanistan's presidential elections were finally held on October 9, 2004. Over 8 million Afghans voted in the elections. The Joint Electoral Management Body of Afghanistan certified the elections on November 3rd, and declared Hamid Karzai, the interim President, the winner with 55.4% of the votes. Karzai's strongest challenger, Yunis Qanooni, came in second with 16.3% of the votes.
With help from the United States and the United Nations, Afghanistan adopted its new constitution, establishing the country as an Islamic Republic, in early January 2004. According to the constitution, the Afghan government consists of a powerful and popularly elected President, two Vice Presidents, and a National Assembly consisting of two Houses: the House of People (Wolesi Jirga), and the House of Elders (Meshrano Jirga). There is also an independent Judiciary branch consisting of the Supreme Court (Stera Mahkama), High Courts and Appeal Courts. The President appoints the members of the Supreme Court with the approval of the Wolesi Jirga. Assembly elections were held in late 2005.